X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1387
گل های چشم پشیمانی

 

 

مرغ مهتاب
می‌خواند.
ابری در اتاقم می‌گرید.
گل‌های چشم پشیمانی می‌شکفد.
در تابوت پنجره‌ام پیکر مشرق می‌لود.
مغرب جان می‌کند،
می‌میرد.
گیاه نارنجی خورشید
در مرداب اتاقم می‌روید کم کم

بیدارم
نپنداریدم در خواب
سایه شاخه‌ای بشکسته
آهسته خوابم کرد.
اکنون دارم می شنوم
آهنگ مرغ مهتاب
و گل‌های چشم پشیمانی را پرپر می‌کنم.