دوشنبه 15 بهمن ماه سال 1386
غربت
اشک من پیرهنتو تر کرده
همه جا عطر تو پیچیده ولی
دل دیگه غربتو باور کرده
مثل اون پرنده شکسته بال
دل من بعد تو بی لونه شده
با تو بی قراره و بی تو بی قراره
دل من راست راستی دیوونه شده
امشبم میون این خاطره های سردم
بی رمق دنبال اون حادثه ای می گردم
که نفهمیدم و کی کجا تورو ازم گرفت
دست تو جدا شد و نگاهتو گم کردم
چرا باید وقتی خونه ی دلت متروکه
واسه درزدن بازم دنباله یک بهونه گشت
وقتی راه نداره چشمام به حریم قلب تو
چه جوری می شه پی یه فرصت دوباره گشت.
مهر 1387